نفت ملی ایران، آمریکا و انگلیس!

به گزارش تاورنا، خبرنگاران: ایام ملی شدن نفت ایران دورتر از آن است که هم نسلان دهه های سوم و چهارم عمر انقلاب اسلامی ایران خاطره ای از آن داشته باشند اما اهمیت وقایع آن دوره درخشان در تاریخ کشورمان بسیار زیاد است.

نفت ملی ایران، آمریکا و انگلیس!

برای دیدن بریتانیای کبیر با تور انگلیس همراه باشید.

به گزارش گروه رسانه های دیگر تاورنا، ایام ملی شدن نفت ایران دورتر از آن است که هم نسلان دهه های سوم و چهارم عمر انقلاب اسلامی ایران خاطره ای از آن داشته باشند اما اهمیت وقایع آن دوره درخشان در تاریخ کشورمان به اندازه ای زیاد است که منافع مرور آن بعضا از برگزاری هزاران همایش و میتینگ درباره آنچه هنوز بر صنعت نفت و گاز کشورمان می رود، بیشتر است.

در سال 1280 قراردادی توسط دربار به امضا رسید که به معاهده دارسی معروف شد و به مدت نیم قرن، فصلی از تسلط انگلیس برحیات سیاسی، مالی، نظامی و فرهنگی ایران گگردد. قرارداد دارسی به شکلی دیگر در سال 1312 تمدید شد و در مدتی کوتاه، به واسطه امکان دهی بیگانگان بر تمرکز فراوری و تراکم سرمایه، انگلیسی ها و بعضی دون پایگان اروپایی دیگر را به قدرت انحصاری در عرصه دنیای رساند. در چنین فضایی جنگ دوم دنیای نیز با هدف گذاری دستیابی دیوانگان حریص و مشتاق عرصه سیاست بر سرمایه های دیگران شروع شد.

به این ترتیب حاکمیت مطلق دولت انگلیس بر صنعت نفت ایران تا اواسط قرن بیستم میلادی ادامه یافت. با این احوال فقط از واپسین سال های جنگ دوم دنیای بدان سو بود که منافع اساساً نامشروع انگلیس در ایران در روندی تدریجی ولی مداوم از سوی اقشار مختلف ملت مورد تعرض و انتقاد نهاده شد. چند سال بعد و در واپسین روزهای دهه 1320 همین کوشش های مردمی که با نثار جان و مال و ایستادگی و مقاومت مردمی همراه بود، منجر به ملی شدن صنعت نفت ایران شد. حرکت مردم برضد تاراج نمایندگان سرمایه ملی ایرانیان از تیر ماه 1325 با اعتصاب کارگران نفت جنوب شروع شد و به تحریک شرکت نفت انگلیس و ایران (بریتیش پترولیوم)، پلیس و فرمانداری نظامی 83 نفر از کارگران را به خاک و خون کشیدند. شاید جالب باشد که بدانید از طرف شرکت نفت انگلیسی، شاپور بختیار رئیس وقت اداره کار خوزستان طرف مذاکره کارگران بود! یعنی حاکمیت ایرانی، خود را بیش از آنکه مدافع ملت بداند حامی منافع شرکت های بیگانه می دانست که عادت نموده بودند سرمایه ایرانیان را با قید رایگان غارت نمایند. البته قطعا در آن دوره نیز آقازاده که نه اما شاهزادگانی بودند که حق العمل معمول قراردادهای نفتی دنیا سومی یا همان رشوه دنیا اولی ها را زهرمار می کردند.

تداوم مبارزه کارگران و پیوستن مردم به جنبش به ملی شدن صنعت نفت ایران در 29 اسفند 1329 منجر شد. با اینکه انگلیسی ها در مقابل این مبارزات، کشتارهایی نظیر 23 تیر 1325 و 30 تیر 1331 را تدارک دیدند، هرگز خللی در اراده مردم به وجود نیامد. ملی شدن صنعت نفت ایران برای انگلیس مضرات مالی زیادی به همراه داشت اما بدتر از آن ضربات سنگین ناشی از این ماجرا بر حقوق انحصاری نفتی بود که جبران ناپذیر ارزیابی می شد. بویژه که جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران نیروی محرکه ای برای مردم دیگر کشورهای منطقه برای کسب حقوق خود بود.

پس با شکل گیری اعتراضات گسترده مردمی که از سوی بسیاری از گروه های سیاسی و نیز نمایندگانی از مجلس شورای ملی حمایت می شد، انگلیسی ها جهت حفظ و تحکیم موقعیت خود در سر پل های نفتی ایران بر آن شدند با اعطای بعضی امتیازات محدود بر اعتراضات انتها دهند. مهم ترین این اقدامات قرارداد گس-گلشاییان بود که به لایحه الحاقی نفت مشهور شد و دولت رزم آرا کوشش فراوان کرد تا بلکه مجلس شورای ملی آن را به تصویب برساند. اما به رغم تمام فشارها و تهدیدهایی که وجود داشت مجلس آن را رد کرد. مدت کوتاهی پس از آن، کمیسیون نفت مجلس، طرح ملی شدن صنعت نفت ایران در سراسر کشور را به نمایندگان پیشنهاد کرد. پس از کش و قوس های متعدد در داخل و خارج از مجلس و بالاخص مدت کوتاهی پس از آنکه رزم آرا نخست وزیر وقت در 16 اسفند 1329 به دست خلیل طهماسبی از اعضای جمعیت فدائیان اسلام کشته شد، مورد توجه جدی نمایندگان نهاده شد.

دیگر مصدق در راس مبارزات مردم ایران قرار داشت. با رشد جنبش ملی شدن صنعت نفت، محافل وابسته برای سرکوب جنبش کوشش های تازه ای را شروع کردند و همزمان، فشارهای سیاسی و مالی از جانب انگلیس رجحان یافت و با اعزام ناوگان جنگی به خلیج فارس، این فشارها ابعاد نظامی یافت. در چنین موقعیتی کارگران با اعتصاب ها، موقعیت دکتر مصدق را مستحکم تر کردند. این رشد باعث شد که عناصر سازشکار از صف نیروهای جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران خارج شده و حتی عنوان نمایند که حاضرند علیه مصدق با انگلیس معامله نمایند! این افراد بعد از جدا شدن از جنبش، علیه نیروهای مردمی به فعالیت گسترده ای دست زدند و انتها با همکاری آمریکایی ها به دنبال چند کودتای نافرجام، ضربه نهایی را در 28 مرداد 1332 بر مبارزات مردم وارد آوردند.

بعد از کودتا، کنسرسیوم بین المللی بر صنعت نفت ایران چیره شد و با یاری عناصر داخلی به سرکوب خونین همه نیروهای حامی جنبش مردمی ملی شدن نفت ایران پرداخت. گرچه تنها کلمه ملی برای صنعت نفت باقی ماند و درآمدهای حاصله از آن به انحصارگران بیگانه تعلق گرفت، اما دستاوردهای فکری جنبش ملی شدن صنعت نفت و اندیشه آزادیخواهی و عدالت اجتماعی در تحولات اجتماعی ایران ماندگار شد. تاریخ دریچه ای است برای آنها که در جست وجوی درک عبرت ها از سرنوشت پیشینیان جویای فراهم کردن چراغی برای پیمودن جهت سخت آینده هستند. ارتباط این سطور تخلیص یافته در حد ستون نوشت روزنامه می تواند در اتهامات نفتی- مالی آقازاده ای که دیروز و امروز در پیشگاه محکمه عدل دنیوی حاضر شده کشف گردد. حتی ممکن است کلید گشایش این دریچه تاریخی در مرور سرخط اخبار رسانه های انگلیسی و آمریکایی در چند روز اخیر درباره رای دیوان دادگاه بین المللی لاهه با موضوع قراردادهای قدیمی نفت و گاز ایران باشد.

صحبت از زوایای محکومیت ایران در دادگاه لاهه در شرایطی که به حکم رئیس دولت، بعضی متخلفان قدیمی دوباره بر کرسی های معامله نفت و گاز کشور با نمایندگان منطقه ای انگلیس و آمریکا، همان شرکای قدیمی 28 مردادی، تکیه زده اند به حکم بالادست برای رسانه ها ممنوع اعلام شده است! البته هنوز تاریخ خوانی را با بخشنامه های الزام آور ممنوع اعلام ننموده اند. پس فرض ظهور مصدق و کاشانی از روزنه ای تاریخی در عصر جدید احتمالا مصداقی از فانتزی پروری غیرقانونی محسوب نخواهد شد! بیایید فرض کنیم اگر مصدق و کاشانی می شنیدند در 20 مرداد سال 93 هم کنسرسیومی بین المللی، حکم به حرمت ملی شدن نفت و گاز ایران برای ایرانیان داده است، چه می کردند؟! نمی دانیم هنوز مصدق جزئی از نماد آزادی خواهی اصلاح طلبان تجدیدنظرطلب در عصر حاضر به شمار می رود یا نه! ولی احتمالا بنا بر تجربه تاریخ خوانی یاد شده، مصدق و کاشانی حکم به تصفیه سازشکاران با لابی انگلیس و آمریکا در دولت و مجلس می دادند! نمایندگان مجلس ملی را تحریک و وادار به فعالیت افشاگرانه میان ملت می کردند و آنها را که به جیب تک تک ایرانیان جریمه های بین المللی گنده گنده تحمیل نموده اند، دست کم از وزارت و صدارت با تمسک به قانون، عزل می کردند! دوره مصدق و کاشانی هر چه بود گذشت، آیا مدرسی یافت می گردد؟

منبع:وطن امروز

تاورنا: انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می گردد.

منبع: تسنیم
انتشار: 14 آذر 1398 بروزرسانی: 5 اردیبهشت 1399 گردآورنده: taverna.ir شناسه مطلب: 523

به "نفت ملی ایران، آمریکا و انگلیس!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "نفت ملی ایران، آمریکا و انگلیس!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید