کولاکوویچ: احساس می کنم یک نفر چیزی را که متعلق به من بوده از من گرفته است، پیشنهاداتی از لهستان، روسیه، ایتالیا و ترکیه دارم

به گزارش تاورنا، سرمربی پیشین تیم ملی والیبال ایران گفت: احساس من در حال حاضر این است که یک نفر، چیزی را که متعلق به من بوده از من گرفته است.

کولاکوویچ: احساس می کنم یک نفر چیزی را که متعلق به من بوده از من گرفته است، پیشنهاداتی از لهستان، روسیه، ایتالیا و ترکیه دارم

با ما همراه باشید و با تور ایتالیا از به بهترین کشور اروپا سفر کنیم و در شهرهای ونیز، فلورانس و رم بگردیم و بناهای تاریخی این کشور تاریخی را از نزدیک ببینیم.

به گزارش تاورنا، فسخ قرارداد ایگور کولاکوویچ، سرمربی پیشین تیم ملی والیبال ایران در حالی که سهمیه المپیک را برای فدراسیون والیبال کسب نموده بود، موضوع عجیبی است که یک سایت لهستانی در گفت وگو با این مربی اهل مونته نگرو به آن پرداخته است.

ویتال هینن، قرارداد خود را با فدراسیون والیبال لهستان تا سال 2021 تمدید کرد، لورن تیلی هم علاوه بر تمدید قرارداد خود به عنوان سرمربی تیم ملی فرانسه در چهار سال آینده راهنمایی تیم پاناسونیک پنترز در لیگ ژاپن را بر عهده خواهد داشت، ولی شما باید از تیم ملی ایران جدا شوید. چرا؟

فدراسیون والیبال ایران، یک روز بعد از انتشار خبر تعویق المپیک با من تماس گرفت و اعلام نمود که به خاطر شیوع ویروس کرونا و مسائل اقتصادی، شرایط سختی دارند. قرارداد من تا ماه سپتامبر 2020 معتبر بود، ولی هیچ تورنمنتی در این فاصله زمانی برگزار نمی شد. من دلیل این تصمیم فدراسیون والیبال ایران را درک می کنم، چون در سال های گذشته، همکاری خوبی با آنها داشتم. من به آنها حق می دهم.

آیا این تصمیم فدراسیون والیبال ایران، منصفانه بود؟

احساس من در حال حاضر این است که یک نفر، چیزی را که متعلق به من بوده از من گرفته است. من پیش از این سه بار به المپیک رفته ام و توکیو، چهارمین حضور من در این بازی ها می توانست باشد. المپیک برای هر مربی و بازیکنی، یک رؤیاست که به واقعیت تبدیل شده است. من امید زیادی به المپیک توکیو داشتم، چون در سه سال گذشته، خیلی سخت کار نموده بودیم. من با دقت بازیکنان را انتخاب نموده بودم و جو خوبی بر تیم حاکم بود. ما برنامه های زیادی برای سال 2020 پیش از شیوع کرونا داشتیم. حالا یک مربی جدید می آید و محصولی که ما کاشته بودیم را برداشت می نماید. همه می دانند که صعود به المپیک، چقدر سخت است. شاید این تنها احساس شخصی من است، ولی فدراسیون والیبال هیج پیشنهاد یا راه حلی برای تمدید قرارداد به من پیشنهاد نکرد. من به آنها تضمین دادم که مسئله اقتصادی برایم اهمیتی ندارد. حالا خودتان قضاوت کنید که تصمیم قدراسیون ایران، منصفانه بود یا نه. درست است که آنها به من این شغل را داده بودند و حق دارند هر زمان که بخواهند از من بگیرند، ولی باید به تمام مفاد قرارداد احترام بگذارند.

پس از اینکه سرمربی تیم ملی والیبال ایران شدید، نظر شما در خصوص آنها تغییر کرد؟

من از زمانی که سرمربی تیم ملی صربستان بودم، تیم ایران را می شناختم. من برای آنها احترام زیادی قائل بودم و حالا بیش از پیش به آنها احترام می گذارم. آنها از نظر تکنیکی، بهتر از چیزی که من انتظار داشتم، تمرین می نمایند. آنها بسیار متعصب و باهوش هستند، ولی نمی توانند احساسات خود را کنترل نمایند. فاصله بین تأثر عمیق و خوشحالی آنها بسیار کم است و در ورزش امروز جهان، جایی برای چنین نوساناتی وجود ندارد، چون درست بعد از هر بازی باید برای چالشی جدید آماده شوید.

چگونه اعتماد آنها را جلب کردید؟

کار با صداقت، شعار من است. من همیشه صادقانه به طرف مقابلم احترام می گذارم.

نخستین بازدید خود از ایران را به خاطر دارید؟

من قبل از بستن قرارداد با ایران، دو بار در این کشور بودم. دفعه اول، راهنمایی تیم ملی صربستان را بر عهده داشتم، ولی بازیکنان ایرانی را زمانی خوب شناختم که سرمربی تیم ملی کشورشان شدم. تصور اینکه رفتار مردمی اینقدر محبت آمیز باشد، سخت است. من برای دیدن پلی آف لیگ برتر هم به ایران رفتم. رفتار بازیکنان، توصیف ناپذیر بود. بازیکنان زمان زیادی از بازی را به بحث با داور و میز منشی می گذراندند. تا اینکه تصمیم گرفتم در ایران کار کنم. من مطمئن شدم که نمی توانم بازیکنان را در این مورد کنترل کنم، ولی از طرف دیگر، من آدمی هستم که حتی در بدترین شرایط به آسانی ناامید نمی شوم. من در اولین تمرین گروهی، ویدئویی از یک مسابقه لیگ برتر ایران را به بازیکنان نشان دادم. من مخصوصاً صحنه های جر و بحث آنها با داور و همچنین نمای نزدیک از صورت آنها را بارها و بارها برای شان به نمایش گذاشتم و به آنها گفتم جایی برای چنین احساساتی در تیم من نیست. آنها از دیدن این ویدئو خجالت زده شدند و من در آن لحظه مطمئن شدم که در تیم ملی ایران، چنین اتفاقاتی تکرار نخواهد شد. البته این بدان معنی نبود که بازیکنان هرگز با داور جر و بحث نکردند، ولی میزان اعتراضات آنها خیلی کمتر از لیگ ایران بود. با این حال و با وجودی که ممکن بود برخورد خیلی بدی با بازیکن معترض صورت بگیرد، ولی من به شجاعت آنها احترام می گذاشتم.

شنیده می گردد که قدرت نمایی والیبال ایران تا زمانی است که سعید معروف در این تیم بازی می نماید. درست است؟

اینکه بازیکنان چشم به سعید معروف دارند، درست است چون او کاپیتان و رهبر آنها در زمین است. او می داند چطور از پس مسئولیت خود در زمین بر بیاید. در فرهنگ ایرانی، نقش رهبر بسیار مهم و قابل احترام است و به همین خاطر روحانیون و رهبران دینی در ایران، صاحب احترام زیادی هستند. تصور اینکه یک بازیکن جوان به بازیکن باتجربه تر احترام نگذارد، غیرممکن است. معروف، ستاره بزرگی در ایران است و شایسته راهنمایی نسل فعلی تیم ملی. من از اینکه با بازیکنانی مثل او، موسوی، غفور، میلاد عبادی پور، قائمی و فیاضی کار کردم، بسیار خرسندم.

سال گذشته در فینال مسابقات والیبال باشگاه های آسیا، درگیری سختی بین کوبیاک و فیاضی رخ داد. شما اما کوبیاک را به ایران دعوت کردید. چه اتفاقی افتاد؟

من کوبیاک را از نزدیک، خیلی نمی شناسم و شناخت من از او محدود به رویارویی تیم های من و اوست. من برای او به عنوان یک ورزشکار، احترام زیادی قائل هستم، ولی نمی دانم که اخلاق او در محافل خصوصی چگونه است. وقتی که یک نفر، نظرات خود را در خصوص یک تیم و یا یک ملت، تعمیم می دهد، من وظیفه خودم می دانم که واکنش نشان دهم. واضح است که پرهیز از احساسات در جریان یک مسابقه، کار بسیار سختی است و دو طرف ممکن است عصبانی شده و حرف های ناخوشایندی هم بر زبان بیاورند. این رفتارها قابل قبول نیست. ممکن است بعضی رفتار بازیکنان ایرانی، دیگران را آزرده کند، ولی بعضی اوقات بازیکنان صربستان، برزیل، آرژانتین، ایتالیا و لهستان هم رفتار مشابهی زیر تور دارند. حرف هایی که کوبیاک در خصوص ملت ایران زد، بازتاب گسترده ای در ایران داشت و باعث تحریک آنها شد. با این حال، هیچ اتفاقی در بازی ایران و لهستان در لیگ ملت ها نیفتاد. ما باید همیشه به یاد داشته باشیم که ورزش، وسیله ای برای ارتباط انسان هاست نه تفرقه بین آنها.

در لیگ ملت های گذشته، ملاقاتی بین ایران و لهستان در ارومیه برگزار گردید. بازگشت تیم ملی لهستان از سالن به هتل، بیش از دو ساعت طول کشید، چون هزاران تماشاگر ایرانی در راستا اتوبوس لهستانی ها بودند. لهستانی ها گفتند که احساس ناامنی می کردند.

باور کنید ما هم با چنین مسئله ای روبرو بودیم. تماشاگران ایرانی بیشتر، احساسات خود را به نمایش گذاشتند و نشانه هایی از خشونت در رفتار آنها دیده نمی شد. چنین رفتارهایی در اروپا کمتر دیده می گردد. مردم ارومیه به شدت متعصب هستند و با والیبالیست ها مثل ستاره های ورزشی برخورد می نمایند. رفتار آنها با طرفداران تهرانی و اردبیلی کاملاً متفاوت است. ما در روز نخست ورودمان به ارومیه 45 دقیقه در اتوبوس حبس شدیم و به خاطر اردحام جمعیت نتوانستیم از اتوبوس پیاده شویم. پلیس هم قادر نبود جمعیت زیادی که حاضر شده بودند را کنترل کند. انتها ما از تونلی که توسط خود طرفداران درست شده بود به هتل راه پیدا کردیم. من می دانم که این قضیه در نگاه اول مثل نوعی حمله به نظر می رسد، ولی فرهنگ ایرانی ها و اروپایی ها با هم تفاوت زیادی دارد. مردم ایران، بسیار گرم، خوب و علاقه مند به ورزش هستند.

شما چگونه با این حجم از تعصب که فشار زیادی روی تیم وارد می نماید، کنار آمدید؟

ایران 85 میلیون نفر جمعیت دارد و من با اطمینان می گویم که والیبال، ورزش ملی آنهاست. به همین خاطر است که هر پیروزی را با صدای بلند جشن می گیرند و باخت ها را مقابل هر تیمی که باشد، فراموش نمی نمایند. کنار آمدن با چنین طرفدارانی برای حریفان بسیار سخت است. مطالبی که در رسانه ها و شبکه های اجتماعی منتشر می گردد برای بازیکنان ایرانی بسیار مهم است. من بارها کوشش کردم که آنها توجهی به مطالب شبکه های اجتماعی ننمایند، ولی قبول این توصیه برای بازیکنان جوان، بسیار سخت است. من فکر نمی کنم جای دیگری در کره زمین بتوان پیدا کرد که چنین تماشاگرانی داشته باشد.

بازیکنان ایرانی و لهستانی از هم متنفر هستند. آیا در این بین مبالغه ای نشده است؟

ایرانی ها هیچ تنفری ندارند. آنها مردمی جوان و پر انرژی هستند که فقط پیروزی می خواهند. می دانم که اتفاقات متعددی در ملاقات تیم های ملی ایران و لهستان افتاده است، ولی هیچ داستانی پشت آن نیست. من چنین حس تنفری را از سوی بازیکنان ایرانی به هیچ وجه تأیید نمی کنم.

برنامه شما بعد از جدایی از تیم ملی ایران چیست؟ آیا درست است که شاید در لیگ لهستان مشغول شوید؟

این سؤال را از مدیر برنامه ام بپرسید. من پیشنهاداتی از لهستان، روسیه، ایتالیا و ترکیه دارم. برنامه من بازگشت به اروپا پس از سرانجام قراردادم با فدراسیون والیبال ایران بود. من دوست دارم که راهنمایی یکی از تیم های مطرح اروپا را بر عهده بگیرم. در حال حاضر اما می خواهم از تابستان زیبای مونته نگرو لذت ببرم.

وقتی نیکولا گربیچ، راهنمایی تیم ملی صربستان را بر عهده گرفت، گفتید که مناسب ترین فرد برای این کار انتخاب شد.

نیکولا برای من بهترین بازیکن تاریخ والیبال است. او در زمان بازی، بهترین کاپیتان و رهبر برای تیم ملی بود که تمام تمرکزش روی والیبال قرار داشت. من نکات زیادی از نیکولا یاد گرفتم و او را پروفسور والیبال صدا می زدم. خیلی سخت است که او را حتی در مربیگری با شخص دیگری مثلاً اسلوبودان کواچ مقایسه کنیم. من کواچ را به خوبی نیکولا نمی شناسم، ولی کارنامه او در تیم های پروجا، ایران و اسلوونی گواهی بر کیفیت کار اوست.

تیم ملی صربستان برای دومین دوره متوالی به المپیک نرسید.

صربستان تاوان قوانین ناعادلانه انتخابی المپیک را می دهد. تیم ملی صربستان پس از قهرمانی در اروپا، یکی از بخت های مسلم کسب مدال در المپیک بود ولی فشار ناشی از این مسئله و مصدومیت بازیکنان باعث شد تا به المپیک نرسند. صربستان شایسته حضور در المپیک است چون همیشه صندلی آنها در والیبال همیشه در صف اول بوده است.

از نیکولا گربیچ به عنوان بهترین والیبالیست تاریخ نام بردید. بهترین ورزشکار صربستان کیست؟

نواک جوکوویچ. دلیل انتخاب من، جام های متعدد او نیست، بلکه روشی است که صربستان را در جهان مطرح نموده است. وقتی همه از جوکوویچ انتقاد می نمایند، او کوشش می نماید به صندلی نخست برگردد. من چنین روحیه مستحکمی را در هیچ ورزشکاری ندیدم.

منبع: خبرگزاری تسنیم
انتشار: 20 خرداد 1399 بروزرسانی: 20 خرداد 1399 گردآورنده: taverna.ir شناسه مطلب: 941

به "کولاکوویچ: احساس می کنم یک نفر چیزی را که متعلق به من بوده از من گرفته است، پیشنهاداتی از لهستان، روسیه، ایتالیا و ترکیه دارم" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "کولاکوویچ: احساس می کنم یک نفر چیزی را که متعلق به من بوده از من گرفته است، پیشنهاداتی از لهستان، روسیه، ایتالیا و ترکیه دارم"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید